PageRank Checking Icon

وقتی خط مستقیم بلندترین فاصله است !

1388 / 9 / 24

داشتن حساب در یک بانک سوئیس نمی دانم برای شما تداعی گر چه چیزی است اما مرا به فکر یک نقل و انتقال غیر قانونی پول می اندازد.در فیلمهای هالیودی و غیر هالیودی وقتی مافیا تصمیم به تبادل پول دارند حتمآ دستکم یکبار هم که شده نام بانکهای سوئیس به میان می آید.


اخیرآ در فیلمهای هالیودی اسم بانکهای دبی را می شنوم ! آیا دبی سوئیس دنیای جدید شده است؟قبلآ نوشته بودم که اقبال لاهوری آرزو داشت تهران ژنو دنیای شرق شود اما حکومت خودکامهء محمدرضا پهلوی و به تبع آن انقلاب سال 57 آرزوهای خیلی ها از جمله اقبال را بر باد داد.


به نظر می رسد سه گروه عمده در امیر نشین دبی سرمایه گذاری کرده اند.انگلیسی ها ، عربستانی ها و آمریکایی ها.سرمایه گذاران دیگر کشورها از جمله ایرانی ها نقشی در مناسبات پیچیدهء ادارهءاین شهر ندارند و مثلآ به نوعی طفیلی و تحت قیومیت سرمایه داری غرب کار می کنند.


سرمایه داران غربی ظاهرآ تضمینهای لازم را برای سرمایه های خود فراهم کرده اند که به کشوری با چنین نظام سیاسی قبیله ای اتکا نموده اند.مثلآ یکی از آن تضمینها می تواند رسانه ها باشد.خاطرتان هست که سال گذشته یکی از بستگان شیخ محمد امیر دبی شریک تجاری خود را برای واگذاری سهامش شکنجه داد.فیلم این شکنجه در کمتر از چند روز توسط سی.ان.ان پخش شد و دنیا را تکان داد!همانگونه که رسانه های غرب با پخش فیلم لحظهء تیرخوردن و جان باختن روانشاد ندا آقا سلطان دنیا را تکان دادند.


فرض کنید در ابتدا ایدهء سوئیس شدن دبی توسط استراتژیستی علاقمند به جامعهء باز مثل جورج سوروس آمریکایی طرح شده باشد.این ایده اکنون تا حد زیادی محقق شده و دبی ملتقای ملیتهای متنوعی از آسیا و اروپا شده و نبض اقتصاد خاورمیانه را در دست گرفته است.اگر خاطرتان باشد در کیفرخواست دادستان تهران آمده بود که جلسات اموزش انقلاب مخملی در دبی برگزار شده بود.


همانگونه که ذکر شد به نظر می رسد سرمایه گذاران ایرانی در دبی نقش جدی ندارند یا دستکم با ملیت ایرانی این نقش را ایفا نمی کنند یا نمی توانند چنین کنند. اما با این وجود مسافران زیادی از ایران به طور مرتب روانهء این بندر می شوند و ایرانی ها یکی از مصرف کنندگان اصلی بازار دبی هستند.مضاف بر آن بسیاری از واردات ایران از کشورهای دیگر از مقصد دبی بارگیری می شود.یعنی خیلی از ایرانی هایی هم که به دبی نمی روند برای بسیاری از اجناس خارجی که در داخل ایران خرید می کنند یکبار هم به دولت امارات متحدهء عربی مالیات و حقوق گمرکی می پردازند.


با وجودیکه به لحاظ اقتصادی چنین وضعیتی به ضرر کشور ماست اما از نظرفرهنگی (و به طریق اولی ، سیاسی) گمان می کنم جامعهء ما نمی تواند و(یحتمل) نمی خواهد رفتار امیرنشین دبی را تقلید کند.لذا هزینهء پای بندی به فرهنگ بومی یا ایدئولوژیک خود را به کشور همسایه می پردازد و از خاک این کشورهمسایه برای برآوردن آن دسته از نیازهایی استفاده می کند که در سبد مصرف داخل کشور تعریف شدنی نیست.من اسم این حالت را می گذارم جهانی شدن دست دوم.


تا زمانی که جامعهء ما با درآمدهای نفتی اداره می شود دولت ما نیز می تواند تا حدودی در برابر سیطرهء جهانی شدن دست اول مقاومت کند و بر اصول ایدئولوژیک و یا فرهنگ بومی خود پای فشرد اما پس از آن اقتصاد خواهد بود که به مرور حرف خود را به کرسی خواهد نشاند لذا جامعهء ما با تکانه های پیاپی مواجه خواهد گردید .تکانه هایی که الزامی ِ هر جامعهء درحال گذار است.بخصوص در کشور و جامعه ای مثل ما که فرهنگ بومی ریشه دار و تقویت شده ای دارد و در کنار آن از اقتصاد ضعیف و سست بنیان و شکننده برخوردار می باشد.


از این لحاظ مقایسهء کشور ما با ترکیه هم مع الفارق خواهد بود چرا که در کشورهای منفک شده از عثمانی و سایر کشورهای اسلامی تحت حکومتهای سکولار، اسلام اهل تسنن به مرور با این جوامع همگن و آدابته وبه طور کلی دنیوی شده است حال آنکه در ایران حکومت دینی مبتنی بر فقه تشیع تازه سربرآورده و در حال چالش و آشنایی با دنیای پیرامون خود است.


"دبی شدن"سرنوشت محتوم ما  و سایرکشورها نیست اما نادیده گرفتن موج جهانی شدن هم چاره کار نمی باشد.خوشحال شدن از سقوط بورس دبی و اقتصاد این شهر که معمولآ یک پایهء ثابت اخبار رسانه های رسمی کشور ما را به خود اختصاص می دهد تنها پاک کردن صورت مسئله است.حتی برفرض آنکه اقتصاد دبی به روایت شرق الاوسط به زمین خورده و دیگر بر نخیزد چیزی را برای ما عوض نخواهد کرد.چرا که نظام سرمایه داری غرب جایگزین آنرا به زودی پیدا نموده و بازار خاورمیانه را به آسانی از دست نخواهد داد.مگر اینکه روایتهای مکرر احمدی نژاد را از ضعف مفرط و نابودی قریب الوقوع نظام سرمایه داری غرب باور کنیم و دلمان را به آنها خوش نمائیم.


حکومت ایران اگر بخواهد جامعه اش را در برابرموج جهانی شدن دست اول محافظت کند چاره ای جز اندیشیدن به راههای درست و منطقی ندارد.به نظر می رسد لازمهء دست یابی به این راهها پیش نیازهایی است مثل آزادی بیان، گفتگوی ملی، مشارکت همگانی و چیزهایی از این قبیل.تبدیل کردن رسانه های انحصاری به بوقهای حکومت که فقط اندیشهء خاص و گزینش شده ای می تواند از طریق آنها به عرضهء خود بپردازد، بستن مکرر روزنامه ها، در مضیقه قرار دادن نویسندگان و روشنفکران از لحاظ اقتصادی و سیاسی و امنیتی و اقداماتی از این دست در راستای همان پاک کردن صورت مسئله است.


حکومتی که نخست وزیر مکتبی و رییس اسبق پارلمان خود و هواداران پرشمار آنان را که تقریبآ شامل اکثریت دانشگاهیان و نخبگان و روشنفکران کشور می شوند، بر نمی تابد چگونه می تواند به چنان مشارکت همگانی دست یابد؟ اگرچه حتی برقرار ساختن گفتگوی ملی در کشور ناممکن نباشد اما آیا بحثها از حول و حوش انتخابات و شکل نظام سیاسی امروز تجاوز خواهد کرد و نوبت به ساحتهای دیگر اندیشه خواهد رسید؟ و نیز ای کاش با کوتاه آمدن میرحسین و کروبی و فرامین پیاپی حکومت ، مشکل حل می شد و کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاهها برپا می گردید وجامعهء دانشگاهی ضمن باور کردن وعدهء آزاداندیشی حکومت برای غنای تولیدات فکری ایثارگرانه تلاش می کرد اما بعید می دانم که چنین باوری در آنجا شکل گیرد.چنین چیزهایی با آمریت اگر تضاد هم نداشته باشد دستکم متباین است.شکفتن اندیشه در چنین بستر و شرایط و فضایی تقریبآ محال به نظر می رسد.بنابراین ما نه تنها محکوم به دبی شدن نیستیم که باید خود را برای سقوطی همه جانبه آماده کنیم.


بنابه دلایلی نظیر این است که معتقدم حکومت باید با رهبران سبز پشت میز مذاکره بنشیند و کسانی در کشور پیدا شوند که راه میانه را به دو طرف پیشنهاد کنند و طرفین نیز خواسته های خود را وحی منزل قلمداد نکنند و هر کدام از بخشی از خواسته های خود کوتاه بیایند تا بتوان به راه میانه دست یافت.به قول یک ضرب المثل معروف : در سیاست همواره خط مستقیم کوتاه ترین فاصله نیست.



| نسخه قابل چاپ | نظرها: (13) |

نظرها:

پرويز پدرام :
بازهم گلي به جمال حكام دبي كه خوشحالي تلويزيون دولتي ايران(و نه صرفاً پوشش گسترده اخبار) از سقوط بازار بورس دبي و آشفتگي اقتصاد آنرا، نتيجه برنامه‌ريزي و توطئه دشمن شمالي خود تبليغ نمي‌كنند و دست‌اندركاران بورس و مسكن خود را كه اتفاقاً در ميان آنها ايراني‌ها فراوانند بعنوان عامل خارجي و بيگانه دستگير و زنداني نمي‌كنند.
پيشنهاد جنابعالي در پارگراف آخر پيشنهاد بسيار خوبي است اما بنده فكر مي‌كنم اگر چنين اتفاقي بيافتد بايد اعتراف كرد كه جامعه ما پيشرفته‌هاي مهمي كرده‌ است ولي چون چنين نيست پس آن مذاكره نيز بعيد است روي دهد.

غياثي: وقتی مایکروسافت بزرگترین ساختمان مدیا سنتر دبی را به خود اختصاص داده و طبقهء سوم هتل آتلانتیس در اختیار همکاران بیل گیتس است حکام دبی دیگر نیازی ندارند دنبال جاسوس بگردند چون خودشان اصل جاسوسها هستند.چاقو که دستهء خودش را نمی برد!

1388 / 9 / 24     15:59:51

مهدی م :
متاسفانه روند سیاسی حاکم بر کشور خیلی تحت تسلط تحلیل های اقتدارگرایانه قرار دارد.
اقتدارگرایان ا به خاطر نوع سلوک خود، ولین عقب نشینی را آغاز شکست می پندارند و بسیار بر سر آن مقاومت می کنند وهزینه می پردازند. البته خوب نتیجه ظبیعی اقتدارگرایی همین هم هست.
ملاحظه کنید قضیه درگیری هسته ای که چگونه صحنه بازی را سیاه و سفید کردند و این همه هزینه بر کشور تحمیل کردند و همچنان می کنند.
و با جنبش سبز نیز همینگونه رفتار می کنند.
یک بار بحثی در سایت آقای عبدی درگرفت در خصوص کوتاه آمدن در برابر شرایط جهانی. تا جایی که یادمه آقای عبدی معتقد بود که جمهوری اسلامی در برابر فشار های جهانی زمانی کوتاه خواهد آمد که شکست بخورد، ایشان در پاسخ به کامنتی می نویسد:
«اتفاقا این نظام در شرائط خاص منعطف هم هست همچنان که قطعنامه را پذیرفت. اگر توازن قوا ایجاد شد خیلی از موارد را خواهد پذیرفت . آنچه که من می گویم سازش ناپذیری آن است. منظورم این است که ساختار ایدئولوژیک و دیگر ویژگی های سیاسی آن موجب می شود که از یک سو زیر بار سازش نرود و از سوی دیگر به نحو مطلوب قادر به سازش هم نباشد. در این ساختار شکست و عقب نشینی بر تفاهم و سازش ترجیح دارد زیرا شکست خوردن را به صلح امام حسن تعبیر می کنند که از سر ناچاری بود و یا خانه نشین شدن امام علی را پذیرش خلافت تعبیر نمی کنند و آن را حق غیر قابل انتقال می دانند اما فعلا چاره ای جز پذیرش شکست نیست. اما در تفاهم و سازش قضیه فرق می کند. بنابر این به نظر من این حکومت دیر یا زود چاره ای ندارد که نظام بین الملل موجود را در کلیت خود و در عمل بپذیرد اما این کار از طریق معامله و سازش و تفاهم و گفتگو رخ نخواهد داد یا با تنش خارجی این کار انجام می شود و یا با اصلاح موازنه قوا در داخل کشور به نفع نیروهای جامعه.»

به نظر من برای ایجاد گفتگوی نظام با سران سبز در داخل کشور ، نیز شرایط فوق قابل شبیه سازی است.
پ.ن: این مقاله به این می ماند که یک گزارش مفصل را خلاصه سازی کرده باشید. به نظرم پاراگرافها خیلی قوی و منطقی به هم وصل نمی شوند. به آخر مقاله که رسیدم اصلا یادم رفت اول مقاله بحث سوئیس بوده، بعر رسیده به ژنو، بعد دبی و ترکیه و درنهایت هم جهانی سازی دست اول و نتیجه هم که همان میزی از جنس بلوط.

غياثي: به نوعی می شود گفت این نوشتهء منهم در خط مستقیم حرکت نکرده است.

1388 / 9 / 24     19:04:25

Mohammad :
دکتر عزیز خسته نباشید

با سلام
موضوع خوبی انتخاب کردید. این گونه بحث ها برای جامعه ما از همه چیز واجب تر است.
اگر شعار کرسی های آزاد اندیشی صادقانه باشد و منظور کرسی یا منبر مونولوگ نباشد یک کرسی آزاد اندیشی از نان شب واجب تر فراهم کردن زمینه ایجاد حزب سبز در کشور است تا کلیه ناراضیان را به طوری قانونمند زیر چتر خود بگیرد و با رعایت قاعده بازی با جناح مقابل به طور متمدنانه ای به گفتگو بنشیند و با اساسنامه و چارچوب روشن به مباحث ادامه دهد. به این نحو خیلی از مسائل حل می شود، نه می توان آنها را اغتشاشگر، عامل خارجی، کافر و گبر و ... خواند، چرا که اساسنامه و... دارند، و نه سبزها مجبور می شوند حرفشان را در خیابانها بزنند.
این یک راه حل است اگر دوستان قصد دارند مشکل حل شود با احترام مجوز حزب را تقدیم کنند و... خیلی چیزها حل خواهد شد.

غياثي: سلام و سپاس.
تجربه نشان داده که بعید است اجازه دهند گفتگوهای بدون پیش فرض در دانشگاهها رونق بگیرد.


1388 / 9 / 24     20:13:50

..... :
ضمن احترام به نظر جناب مهدی م
یکی از جذابیت های نوشته های شما برای شخص من همین است که از ری شروع می کنید و به روم می رسید.
مسیری طولانی را موجز و خلاصه طی کردن هنری است ضروری برای عصر جهانی سازی که ویژیگی لاینفک آن سرعت شتاب دار است.


غياثي: نوشته ها گاهی وقتها دشوار از کار در می آیند.گاهی وقتها ساده.گاهی وقتها پیچیده.نوشته محصول زمان نوشتن است.
شاید خودخواهانه به نظر برسد اما نگارش من بدون توجه به انگاره هایی است که از خوانندگان در ذهن من نقش می بندد.


1388 / 9 / 25     13:33:16

پ ص :
جهانی شدن فرایندی از پیش تصمیم شده نیست وضعیتی است که بر بشر امروزی تحمیل میشود بعبارتی اغاز عصر جدیدی در زندگی بشر است اگر چه عامل ان خود انسانها هستند اما درواقع فعالیتهایی که مولد ان بوده اند باین منظور انتخاب و انجام نشده اند. تاریخ تمدن بشر تحت تاثیر اختراع و کشفی علمی وارد دوران تازه ای میشود . بهمین دلیل مقاومت در برابر ان غیرممکن خواهد بود . عدم درک این وضعیت موجب از دست رفتن فرصتها و پرداخت هزینه است زیرا اغاز این راه با دگرگونیهایی همراه است که فرصتی است برای کشور ها تا بتوانند به تغییر موقعیت و ارتقاء جایگاه خود در معادلات تازه شکل گرفته بپردازند متاسفانه ما در سوزاندن فرصتها ید طولایی داریم ودر این وضعیت هم بنا بگفته شما هزینه اوج گیری همسایگان را هم می پردازیم این نتیجه نپذیرفتن واقعیات جهانی است که خارج از اراده وقدرت ما شکل میگیرد و ادعایی بی پشتوانه که برای اداره و تغییر ان سرداده ایم .
وقتی ذهنیت ما اعمال قدرت نداشته برجهان است انوقت انتظار و توقعی غیر معمول خواهد بود به انکار قدرت یکه تاز و پذیرش وزن و جایگاه گروهی که این قدرت را به چالش کشیده و مدعی مالکیت اصلی قدرتند . این همه ناشی از نوع نگاه به ابزار قدرت و عدم شناخت از محل توانایی وکاربرد این ابزار است .
از اینرو چون به باور خود ابزار اعمال قدرت را در دست دارد نیازی به مذاکره نمی بیند . هرگاه ابزار خود را نا کارا دید و دریافت که احتمال شکستش زیاد است انوقت به مذاکره پناه میبرد و ناچارا انرا میپذیرد اما فعلا به این امر اعتقادی ندارد

غياثي: ما ایرانیان در جهانی مختص خودمان زندگی می کنیم.اعتقادات، زشتی ها و زیبایی ها،خیر و شر، خوبی و بدی، ارزشها و هنجارها،مرگ و زندگی در چاردیواری جغرافیای ایران با بقیهء دنیا خیلی تفاوت دارد.ملات اصلی دیوار قطوری که توانسته این جهان را از بیرون منفک نگاه دارد دلارهای نفتی است که در کنار ایدئولوژی انقلاب 57 یوتوپیایی را شکل داده است که آزادی در انجا به قول رییس دولتش نزدیک به مطلق است.جوانهایش نورانی هستند و به خدا و معنویت توجه بی نظیری دارند یعنی بهترین جوانهای دنیا را ما داریم و مردمش از صدر اسلام تا بحال نظیر نداشته اند.حتی دموکراسی در این چاردیواری با دموکراسی دروغین دنیای غرب قابل مقایسه نیست.آزادترین انتخابات دنیا در ایران ما برگزار می شود.بیشترین مشارکت در داخل همین چاردیواری است.دولت برآمده از چنین انتخاباتی حق دارد که برای مدیریت دنیا برنامه بدهد.
اگر اندکی اعتیاد به مواد مخدر در ایران بیشتر از بقیهء نقاط دنیا وجود دارد بخاطر توطئهء استکبار جهانی و همپاگی های زبون داخلی شان است.اگر رتبهء ایران در فساد اداری 140 جهانی و فضای کسب و کار 148 جهانی است این هم یک آمار دستکاری شده و توطئه ای است که برای بدنام کردن نورانیت کشور ماست و رسمآ به مراکز جهانی برای اعلام چنین آمار مغرضانه ای اعتراض شده است.اگر در زمینهء آزادی روزنامه نگاری رتبهء همین امارات فوق الاشاره از ایران بهتر اعلام می شود بخاطر این است که دنیای غرب با این همسایگان مرعوب و خودباخته همکاسه است.
اگر هشت و نیم میلیون پرونده در دادگاههای ما جریان دارد بخاطر چکهای بازگشتی است وگرنه ما اینهمه جرم و جنایت نداریم ...
واقعآ چرا ما می خواهیم جهانی بشویم تا چنین کشور خوب و ایده آل و بی نظیری را از دست بدهیم و به دنیای پر از جرم و جنایت و فساد ملحق گردیم؟


1388 / 9 / 25     16:24:44

پ ص :
جناب محمدحسین عزیز کاملا حق با شماست یک مورد دیگر را هم با اجازه شما اضافه میکنم و ان اینکه خانه های ایرانیان هنوز هم اندرونی وبیرونی دارد دیوار کشی هم جزئی از معماری سنتی ماست !

1388 / 9 / 25     19:07:34

کافمیم :
نزدیک به 6 ماه است که دیگر هیچ اخبار و گزارشی را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پیگیری نکرده ام. و حتا پس از بسته شدن روزنامه ی خطاکار اعتماد ملی! می توانم بگویم تقریبن هیچ! روزنامه ای هم نخوانده ام.
اخبار را از طریق شبکه ی استکباری و استعماری بی بی سی! و دنیای آزاد (یا بی بند و بار !) اینترنت پیگیری کرده ام.

در سال هایی که اخبار را از صدا وسیما پیگیری می کردم کم کم به این یقین رسیده ام که این شبکه ها از دنیای دیگری خبر می دهند و گزارش می گیرند که من در آن زنده گی نمی کنم.
و در مدت این 6 ماه دارم به این باور می رسم که این شبکه های ماهواره ای و دنیای اینترنت دقیقن از از زنده گی من می گویند.
اگر راست گفته باشند! که آنها مستکبرند و این بی بند و بار. من گمان می برم که ما در جامعه ای استکبار زده و استعمار زده و بی بند و بار هستیم!!!


غياثي: chon campioteram kharab shode nokteei dar zeyle kamente jenabeaali daram ke farda zeker khaham kard.
ما در دوره ای از حیات و تحولات اجتماعی مان قرار گرفته ایم که می توانیم دنیایمان را با اینترنت دیگرگون کنیم.محدودیت رسانه ای که دولت اعمال می کند مثل بسته شدن روزنامهء مورد نظر جنابعالی بر این انگاره تعلق گرفته است که خطر تهدید کننده ء نظام ، خیزش توده ها است در حالی که اکنون و در عصر دانایی-محور طبقهء متوسط است که نقش تعیین کننده را دارد و آنها همه به اینترنت دسترسی دارند.


1388 / 9 / 26     01:02:57

مهدی م :
البته من هم با نظر جناب ناشناسی که از نوشته های آقای غیاثی تعریف کرده اند موافقم. خیلی از نوشته های ایشان، واقعا جذاب است و مخاطب را تا آخر میخکوب می کند.
ولی من منظورم، این نوشته بود که پیچیده شده و به نظر می رسد نویسنده در دریای مواجی از مفاهیم و دغدغه ها غوطه ور بوده و در حین نوشتن مرتب این مفاهیم به او مراجعه کرده اند و این شده که متن را که می خوانی هر پاراگراف به نوبه خودش زیبا است. ولی با خواندن پاراگراف بعدی اصلا پاراگراف های قبلی از یادت می روند.
از کامنتها هم می شود این را فهمید. هر خواننده روی آن پاراگرافی بیشتر فکر کرده و بحث کرده که بیشتر علاقمند بوده و یا بیشتر فهمیده.
باید اعتراف کنم من خوب نتوانستم ارتباط بین موضوع مورد بحث را (یعنی دغدغه جهانی شدن) با نتیجه گیری نهایی (مذاکره با سران سبز) ، درک کنم.

غياثي: جناب مهدی عزیز
به نکتهء مهمی اشاره فرموده اید.فرض را بر آن بگیریم که نویسنده متعمدآ بین پاراگرافها را خالی گذاشته است.تا جایی برای پرکردن آن توسط خوانندگان وجود داشته باشد.تفاوت نوشته در وبلاگ و روزنامه مثل تفاوت تلویزیون و رادیوست.رادیو یک رسانهء گرم است یعنی جایی برای هیچ برداشت اضافی تقریبآ باقی نمی گذارد اما تلویزیون یک رسانهء سرد است و پیامش را در قالب پازلهایی ارائه می دهد که بین آنها خانه هایی خالی می ماند و این علاوه بر اینهکه به خلاقیت بیننده کمک می کند به محصول تازه ای هم منتج می شود فراتر از اندیشهء مؤلف اولیه.


1388 / 9 / 26     11:34:52

..... :
http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=96530

1388 / 9 / 26     20:02:10

پ ص :
در کامنتی نظرم را راجع به سبک نوشته های شما نوشته بودم شما با توضیح ذیل کامنت اقای مهدی م نظرم را تایید نموده اید
این سبک نوشتن واقعا جذاب است

غياثي: ممنون.نظر لطفتان است.

1388 / 9 / 26     21:26:00

m.m :
کاش همه ی مطالبی که در نظرتان بود را خودتان در متن می نگاشتید تا دیگر نیازی به کامنت گذاشتن برای خودتان نداشتید. یا لااقل اجازه ی درج کامنت های دیگران هم وجود داشت.

1388 / 9 / 27     22:50:51

m.m :
تو خودت یک سانسورچی پدر هستی.
لطفا بیش از حد" وراجی" نکن

1388 / 9 / 27     22:52:58

محمود :
سلام....
از نظر لطف شما و زحمتی که کشیدید بسیار ممنونم و سپاس گذار.....
ارادتمند
محمود

غياثي: ba salam v sepase moteghabe
bebakhshid ke chand kalame ei ra hazf nemodam


1388 / 9 / 30     12:42:39



نام :
پست الكترونيك :
آدرس سايت :
نمايش نام و سايت شما در نظر ثبت شده
متن :
    لطفا کد را جهت تایید وارد نمایید : 


 
 
 
  کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مینا تکست میباشد.
استفاده از مطالب با ذکر منبع آن بلامانع است.
بهترین حالت نمایش محتويات: 1280در800
نسخه ورژن 1.32