PageRank Checking Icon

باتلاق قیاسات باطل !

1388 / 12 / 9

 


"صوفی نهاد دام  و سر حقه باز کرد / بُنیاد مکر با فلک حقه باز کرد"  حافظ


یکی از اصول استنباط در فقه اهل تسنن "قیاس"است.به این معنا که اتفاقاتی که در صدر اسلام حادث گردیده درزمان کنونی شبیه سازی می شود و بر اساس آن و به زعم قیاس کننده، نظر دین در واقعهء مستحدثهء –زمان حال- استخراج می گردد.فقه تشیع چنین اصل استنباطی را عمدتآ غیرمنطقی ومردود می شمرد و ادلهء فراوانی برعلیه آن ردیف می کند.در مذهب تشیع اولین قیاس کننده در عالم ، ابلیس محسوب می گردد"اوّل من قاس،الشیطان الرجیم لعنة الله علیه"، هنگامی که او سبب برتری خود بر آدم را خلقتش از گاز(نار)نسبت به خاک(طین)خمیرمایه خلقت ادم دانست"خلقته من طین و خلقتنی من نار".بنا بر این دیدگاه "قیاس" ممکن است واجد ریشه هایی شیطانی نیز باشد و یا خیلی زود در وادی شیطنت بغلطد."بازی دهر بشکندش  بیضه در کلاه/ زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد"


قیاس به سه دسته تقسیم می شود:منصوص العله،مستنبط العله،مع الفارق *. در قیاس نخستین،فریقین مشترکند.قیاس دوم نزد اکثر فقهای شیعه مردود است وقیاس سوم نزدهمهء فقهای شیعه.اما فقهای اهل تسنن هر سه نوع قیاس را معتبر می شمرند.با توجه به اینکه اهل تسنن همواره در اکثریت وحکومت بوده اند لذا فقهشان، یک فقه حکومتی محسوب می گردد وبه همین قیاس احتمالآ "قیاس" نیازی است که ریشه در مؤلفه های یک قدرت سیاسی مسلط دارد.به عنوان مثال دکتر محمود آخوندی معتقد است برخی از قوانین کشور ایران بر مبنای استنباط از قوانین ( قیاس مستنبط العله) وضع گردیده است.حال آنکه فقهای شیعه عمدتآ این قیاس را مردود شمرده اند! خلاصهءکلام آنکه حکومت خود متغییری است گسترده اثر و به دلیل گزینشهای مشخصی که  براساس ضرورت از یک متن واحد انجام می دهد در مجموع سبب سازتشکیل شمایلی از دینی جدید می گردد که ای بسا بتوان آنرابدعت آمیز نامید.


عارضهء بسیار جدی که باز نهادن عرصهء  "قیاس" ورزی در تفقه به صورت تاریخی بوجود آورده، پیدایش نحله ای است که نگاهی سطحی گرایانه به رخدادهای صدراسلام نموده وتلاش شگفتی در انطباق و شبیه سازی وقایع مستحدثهء زمان حاضر با آن رخدادها انجام داده است.این نوع نگرش به "سلفی گری" معروف شد.سلفی گرایان هم اکنون نیزطرفداران متعصبی در جهان اسلام دارند.وهابیون عربستان ،سلفی  محسوب می شوند.آنها معتقدند که باید به شیوهء دین اسلاف خود بازگردند و اسلام را همانگونه درک نمایند و اجرا کنند که درصدر نخستین بوده است.این گروه تلاشهایی نیز برای برپایی حکومت سیاسی انجام داده اند که تازه ترینشان طالبان در افغانستان بوده است.


در تشیع اگرچه به سبب مردود شمرده شدن "قیاس" کمتر جنبشهای سلفی گری پای گرفته است اما "اخباریون" نحلهء قدرتمندی بودند که به نظر می رسد مبنائآ بی شباهت با سلفیون نبوده باشند.آنها عمل به ظواهر احادیث منقول از پیامبر اسلام و اهل البیت را در استنباط و دسترسی به احکام اسلام کافی می دانستند.در نزاع معروفی که بین منادیان این نحله و فقهای نجف رخ داد عاقبتت فقها بر اخباریون غلبه کردند و فقه تشیع وارد مرحلهءجدیدی از اقبال خود در بین پیروان اهل البیت شد.در دورهء معاصر ،انجمن حجتیه تشکیلاتی است که بی شباهت به اخباریون نیست.آنها به قیاس روایتی، معتقد به برپایی حکومت اسلامی قبل از ظهورقائم نیستند.ناقدان حجتیه ضمن تأیید حدیث مورد ادعای این گروه آنها را متهم به اشتباه در استنباط می نمایند.


اما علتی که  در این یادداشت، سبب پرداختن به موضوع "قیاس" شده است استفادهء روزافزون برخی از دست اندرکاران کشور جمهوری اسلامی ایران و دستاویز قرار دادن این مبنای باطل و مطرود در گفتمان سیاسی آنهاست.شبیه سازی وقایع پیچیده و خاکستری روزگار ما با صدراسلام و یا دوره برخی از ائمهء تشیع ،به گمانم چیزی جز "قیاس مع الفارق" محسوب نمی شود.وانگهی که تواریخ در دل قرنها تبدیل به آمیخته ای از گزاره هایی  راست و نادرست شده اند .چه اینکه حتی با وجود صدق همهء گزاره های تاریخی ، یک تاریخ(هر تاریخی)  محصول روایت یک بیننده است که نهایتآ توانسته است ازنظرگاه خود به آن واقعه نوربتاباند ویا یک تحلیل تاریخی،محصول فعالیت ذهنی یک تحلیلگر بشری است و طبعآ نمی توان آنرا همسنگ منابعی همچون قرآن،سیره و حتی اجماع و عقل(ادلهء استنباط فقه تشیع) ارزیابید .مثلآ و به طور مکرر وقایع سیاسی کشور را باعاشورا مقایسه کردن و بر اساس آن حکم به هدم و حصر وارهاب رقیب دادن و دو رقیب انتخاباتی را طلحه و زبیر نامیدن و یا با عمرسعد و خولی و ابن زیاد و شمروحرمله قیاس کردن، تنها اجزائی کوچک و پیدا از قراین حضور این دستگاه تحلیلی مطرود و عمق نفوذ و درجهء تسری آن است.اجزاء دقیق و عمیق و ناپیدایی از این قیاسات باطل وجود دارد که به قرینهء شواهد و علائم و آثاروعوارض ونتایج ، می توان به رگه هایی ازسلفی  گری و اخباری گری در برخی محرکان -عمدتآ نا پیدای- این گفتمان پی برد و از آنجا که گفتمان سیاسیون به سرعت بازتاب رسانه ای پیدا می کند، قائلان "قیاسات باطل"به طور کلی سعی بلیغی در پرده پوشی می نمایند.مگر آنکه سلطه وسانسور مطلقی برفضای رسانه ای کشور حاکم شود و آنها بدون ترس ازنقد عالمان روشن بین و پرهیزگار، گوی سخن را به سر چوگان پلاستیکی که از نفت ساخته شده به هرسوی برانند و به خیال ساده انگارانهء خود خاطرپریشی از افکار عمومی نداشته باشند.


نکتهء فاجعه بارتراین است که اینگونه قیاسات به تضعیف ناخواسته ، تدریجی،نامحسوس و بطیء مبانی دینی نزد مؤمنان می انجامد و روز بروز از حلقهء پیروان دین می تراشد و می کاهد و آنرا لاغرتر و لاغرتر می سازد.در جامعه ای که ساختارهای دینی مقومات اساسی آنست چنین ریزش و پراکنشی آیا جزوضعیت بی هنجار را تشدید خواهد ساخت؟و یا آیا طرفداران پروتستانتیزم اسلامی و داعیان لوتری دراسلام بایداز این تمهیدات به عنوان فرصت باد آورده استقبال کنند؟انگار که این دوگروه بازهم در یک نقطه بهم رسیده اند!


امروز دامنهء قیاسات دست اندرکاران کشور، مرزهای جغرافیایی و حتی درون دینی را درنوردیده و برخی از ایشان اگرچه درمقام جدل اما کرارآ از این گفتمان سود می جویند.تازه ترین"قیاس"مصاحبهء دکتر محمدجواد لاریجانی با کریستین امانپور است وقتی که برخی از مشکلات ایران را با مشکلاتی مشابه در آمریکا یا فرانسه مقایسه کرد. وتلویزیون جمهوری اسلامی هم انگار- با او - به عنوان یک "فتح الفتوح" آن را مکرر پخش کرد.غافل ازآنکه"یکی برسر شاخ و بن می برید" .این برادر سرشناس دو رییس قوه (ازسه رییس) احتمالآ در آن هنگام از خاطر برده بود که ایران به عنوان کشور سر آمد عالم امکان، ملتقای والاترین آرمانهای دینی(آنهم کاملترین دین) محسوب می شود و قیاس آن با بلاد کفر و الحاد، دون شأن چنین آرمانشهری است.بعد از سی سال  جنگ و نزاع با غرب وشرق عالم، عاقبت افتخارمان این باید باشد که ما درمقام قیاس ازآنها منصفتریم یا بهتریم.بازهم ، دم محمود احمدی نژاد گرم که بهتر می داند چه بگوید که دچار تناقض درون گفتمانی نشود؛مثلآ دراین کشور(ی که به گفتهء او)،آزادی نزدیک به مطلق است ، قرار است با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها ، فقر و نداری به طورکامل محو گردد و....ادعاهایی که سردمداران قدرتمندترین کشور دنیا(آمریکا) نه تنها جرأت نمی کنند به زبان بیاورند که حتی آرزویش را نیز در مخیلهء خود نمی گنجانند ، چون خیلی بیشتر از ما واقع بین هستند.به شرطی که ما اصلآ ، واقع بین باشیم!


اگرچه مقایسهءکشورها با یکدیگراشکال چندانی نباید داشته باشد اما مسئله این است که  چنین قیاسات مع الفارقی به شدت تمایل به عمق یافتن و گسترده شدن دارند و دائمآ در حال زایش شقوق تازه و مشتقات متنوع و متنافر الاضلاعی خواهند بود که میل به امتداد و انبساط دارند.به عنوان مثال وقتی ایران با آمریکا مقایسه می شود،اقتصاد ایران نیز با اقتصاد آمریکا مقایسه خواهد شد.شاخصهای تأمین اجتماعی ایران  درقیاس با آمریکا ،شاخصهای دموکراسی اینجا با آنجا ،امید به زندگی در اینجا و آنجا ،شاخصهای امنیت  اقتصادی و سرمایه گذاری و غیره و غیره هم برای قیاس شدن ردیف می گردد ، به قول عربها " وهلُمّ جرّآ" ! بدیهی است اینگونه قیاسات گزینشی، مغلوط و مغشوش نوعی تردستی ذهنی وشعبده بازی سیاسی بیشتر نبوده و صرفآ مصرف داخلی ، آنهم  برای گروه هدف معینی دارد و گرنه افکار عمومی دنیا که توسط رسانه های غولهای ارتباط جمعی غرب و نظام سرمایه داری هدایت می شوند به چنین قیاسات شعبده بازانهء کودک مزاجانه ای می خندند.چرا که خود استاد فن هستند.به قول مولوی "از قیاسش خنده آمد خلق را / کو چو خود پنداشت صاحب دلق را"


طوطیی بود شیرین گفتار در داستانهای مولانا جلال الدین محمدبن محمد رومی بلخی که باعث تفریح بقال و دوستانش می شد.روزی این طوطی که در بقالی آزادانه پرواز می کرد چرخی زد و دبهء روغن را از روی رفه انداخت و شکست وریخت .بقال عصبانی شد و چوب دستش را به سر  طوطی کوبید. سر طوطی شکست و بیهوش افتاد.بقال از  کردهء خود پشیمان شد و سرطوطی را به مرهمی بست.طوطی پس از چندی بهبودی یافت اما هم سرش کچل شد و هم نطقش کور!هیچ رقم شیرین کاری بقال و دوستانش افاقه نکرد مگر روزی که مرد کچلی از جلوی مغازه ، عبور کرد و بقال و دوستانش درباب علت کچلی او چیزهایی برشمردند.ناگاه طوطی خاموش به سخن آمد و گفت لابد آن مرد دبهء روغن  را ریخته و بقال به سرش چوب  زده است!بقال و دوستانش بر این قیاس فراوان خندیدند.


انقلابی که می خواست "فلک را سقف بگشاید و طرحی نو دراندازد" نباید کارش به جایی برسد که خود را با دشمنان قسم خورده ای قیاس کند که یک عمر آنها را تحقیر می کرده و به آنها "مرگ بر..."می گفته  و گویا الان تصمیم گرفته که آنها را از قبر بیرون بکشد و در کارگه قیاسات از وجودشان منفعت و خیر بتراشد!چه اینکه حتی در صورت پیروزی در داو چنین مقایسه ای هم دستاورد با ارزشی کسب نخواهد کرد.پس منطقی آنست که به شدت از اینگونه قیاسات بپرهیزد و قدم در باتلاقی نگذارد که نهایتآ چاره ای جز دفن در آن نداشته باشد!


اما با همهء این تفاصیل، یک دلیل بزرگ برای منطقی دانستن این قیاس(مطابق خرد مدرن غربی)  وجود دارد و آن گذارجمهوری اسلامی ازیوتوپیایی است که چندین دهه از آن دم می زده و اکنون به این نتیجهء خردمندانه رسیده است که تحقق یوتوپیایی که در آن فقر وفساد وتبعیض ریشه کن شده باشد و آرمانشهری رؤیایی بناگذاشته شود ، دستکم در عالم واقع، مقدور نیست!به جای آن باید تلاش نمود تا با روشهایی این جهانی و خردپذیر به سمت و سوی چنین اهدافی حرکت نمود و به زعم من، این یعنی گذار به نوعی سکولاریزم ! طبیعی است که در صورت پذیرش این منطق، در این مسیر از تجربیات سایرکشورها می توان به عنوان نمونه هایی واقعگرایانه سود جست و بهره برد چه اینکه بسیاری از آنها نیزمجدانه در جهت تحقق چنین اهدافی حرکت می کنند .در این صورت صادقانه آن خواهد بود که چنین منطقی با صراحت و بدون پرده پوشی با مردم در میان گذاشته شود.چه اینکه به زعم نویسنده و در زمانهء ما شجاعت و صداقت اصل مهمی در مملکت داری است و هم نشانگر پذیرش این اصل درسیاست امروزین دنیاست که ارتباطات واطلاعات، عالم سیاست را به شدت شفاف وشیشه ای کرده است و چیزهای زیادی رانمی توان ازتیررس افکارعمومی پنهان کرد. به ویژه وقتی که افکار عمومی به هردلیل ، نورافکنهایش را به پدیدهءخاصی تابانده باشد!خاصه اگر آن پدیده سربرآوردن سکولاریسم در دینی ترین حکومت موجود درربع مسکون بوده باشد! 


همانگونه که گفته آمد ، از آنجا که اعلام این خط مشی به معنای گذار جمهوری اسلامی از یک دولت یوتوپیک به یک دولت عرفی است طبیعی است که آفات و عوارض متعددی را نیزبه همراه خود داشته باشد که باید متولیان این حکومت پیشاپیش برای آنها چاره اندیشی نمایند و نیز در رهیدن یا اجتناب از دام تناقضات تاریخی (تاریخ انقلاب) و سردرگمی هواداران پاکباخته و به اضمحلال انجامیدن هویت ملی آمیخته با انقلاب، به درمانهای جایگزین دست یازند.


اکنون که این یادداشت را به  پایان می برم دقایقی چند ازطلوع فجرگذشته و همانگونه که در مقدمه آوردم، در یک بیمارستان دولتی و در کنار تخت یکی از بستگانم نشسته ام که بعدازظهر روز قبل، جراحی  شده است.همهء خوانندگان کم وبیش نسبت به نظام خدمات بهداشتی و درمانی کشور آشنا  هستند و به خوبی می توانند تصور نمایند  که نویسنده درچه جور جای فاجعه باری از نظر مدیریت وبرنامه – و نه کارکنان خدوم وزحمتکش  و بیماران مظلوم و بی پناه- ، مشغول نگارش بوده است ! چنین وضعیتی برای کسانی که در این مملکت زندگی می کنند، نه عجیب است و نه تازگی دارد اما نکته قابل تأمل چیز دیگری است؛ از وقتی که رییس دولت، ادعای مدیریت بر جهان را نموده است من به هر جایی که سروکارم با دولت و خدمات دولتی می افتد، آن را در"قیاس" جهانی نگاه می کنم(ملاحظه می فرمائید که بنده هم نهایتآ به قیاس آلوده شدم) و بر همین اساس به ارزیابی مشغول گردیده ام. تصور کنید اگر قرار بود بیمارستان جان هاپکینز یا استنفورد آمریکا مثل همین بیمارستانی اداره شود که من الان درآنجا هستم، تا چه حد درک ملتهای دنیا از ادعای مدیریت جهانی رییس دولت ما عینی ترو واقعی تر می شد و تا عمق استخوانشان نفوذ می نمود و درک می کردند که بهشت موعود رییس دولت ما چه جور جایی است و ایضآ این یافته با گوشت و پوستشان عجین می گشت! لذا رییس محترم دولت به جای مصاحبه با لری کینگ بهتراست برخی ازاین کارها را به عنوان نمونه هایی قابل عرضه برای مدیریت جهانی بسته بندی کرده و به مردم دنیا نشان دهد.


بی گمان نویسنده بنا ندارد رییس محترم دولت را تخطئه نماید.چه اینکه- چنانچه از انصاف هم نگذریم- او در انتخابات اخیر نظرات و نگرش های خود را مثل سایرکاندیداها عرضه کرد اما نهایتآ مردم ایران بودند که قضاوت کردند و ظاهرآ بیشترین رأیها هم  در سبد او و رقیب اصلی اش ریخته شد که  هردو عمدتآ فاقد برنامه هایی مدون بودند و طُرفه آنکه هردو، تز و آنتی تز یکدیگر نیز بودند و ازقضا کمترین رأی نصیب کاندیدایی شد که برنامه هایی ایجابی ، مدون ، منسجم و مکتوب ارائه کرده بود ! کاندیدایی که دربارهءفقر،بیمه،نفت،حقوق زنان و زندانیان و اطفال و تأمین اجتماعی  وغیره و غیره مستنداتی مطابق با عرف برنامه ریزی دولتهای امروزین به مردم داده بود اما در عوض، حتی به اندازهء آرای باطله هم برایش رأیی شمارش نشد ! به عبارت دیگر، کاندیداهایی گوی سبقت را ربودند که رأی دهندگانشان را به دنیای یوتوپیک وعده می دادند ویا از آن دنیا حذر می دادند –نه بیشتر -  و همان گونه که گفته آمد  مردم ایران در هنگامهء داوری ، این دو مذاق و نحله را بیشتر پسندیدند و پذیرفتند و اکنون نیز،پرشماری هواخواهان و طرفداران سنگرگرفته درهر دو سوی این نزاع اصلی مشهود ومرئی است!


پر واضح است که به هیچ وجه نمی خواهم زوایای پیچیده و تودرتوی انتخابات اخیر را به چند گزارهء فوق ساده و خلاصه نمایم و ارائهء برنامهء مدون و مکتوب و منسجم را آجیل مشکل گشا و کفایت ونهایت برای رأی دادن شهروندان به یک نامزد بدانم ؛ چه اینکه در آن صورت به ستیز با اصول بدیهی و مسلم سیاست امروز و عوامل و دلایلی برخاسته ام که افکار عمومی را شکل می دهند یا در عرصهء سیاست دست به تصمیم سازی می زنند.


این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت / و آهنگ بازگشت  ز راه حجاز کرد


فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید / شرمنده ره روی که عمل بر مجاز  کرد


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


*از منابع ذیل با مشورت یکی از مدرسان فقه ومبانی حقوق اسلامی در دانشگاه استفاده شده است


آیین دادرسی کیفری جلددوم نوشته دکتر محمودآخوندی


حقوق مدنی جلد دوم نوشتهء دکتر سید حسن امامی


مبانی استنباط حقوق اسلامی نوشته دکتر ابوالحسن محمدی


مبادی فقه و اصول نوشتهء دکتر علیرضا فیض



| نسخه قابل چاپ | نظرها: (10) |

نظرها:

پ ص :
جناب محمد حسین عزیز امیدوارم که بیمار جراحی شده هرچه زودتر بسلامتی کامل از بیمارستان مرخص شود
بیشتر از همیشه لذت بردم بواقع مدتی بود که نوشته ای این چنین دلچسب نخوانده بودم ممنون

غياثي: از اظهار لطف شما سپاسگزار هستم و ممنونم که این نوشته مورد پسند خاطر شریفتان واقع گردیده است.

1388 / 12 / 9     14:50:23

صبا :
سلام

مقاله اتان را که می خواندم، دردمندانه می خندیدم. گویی روزنی شده بود بر ای بیان درد ی که درونم تلنبار شده بود و خود به تنهایی توان بازگویی آنرا نداشتم.

درد کهنه قیاس وعمق و گستردگی آن در جامعه

در بخشی از جامعه که من ارتباط مستقیم با آن دارم، شاهد هستم که چگونه استفاده دم دستی از قیاس جامعه ایران با دیگر جوامع به عنوان برهانی متقن برای پذیرش و رضایت به وضعیت موجود و درک!!! مسئولین و متولیان جامعه، در ذهن مردم تثبیت شده است .
این البته از برکات رسانه ملی برای مسئولین خدمت گذار و فروتن است که 24 ساعته در حال مخابره وحشتناک ترین تصاویر از سایر نقاط جهان است. آن هم مردمی که همه تجربه مستقیم اشان از سایر نقاط جهان زیارت کربلا و سوریه و شاید نا پرهیزگارترهایمان ترکیه و دبی است.

بسیاری از دوستان و آشنایان من مشتری پر و پا قرص اخبار 20:30 هستند. برایم تکان دهنده است وقتی آنها با لعن و نفرین به داستانهای بی پایان رسانه ملی درباره توطیه های مخوف لابی های صهیونیست گوش می سپارند و آنها را چون وحی منزل می پذیرند اما آنچه را که از دروغ و ظلم با چشمهایشان می بینند را همواره با این ساده سازی تاسف بار که همه جای دنیا همین است مورد پذیرش قرار می دهند .
در توجه آنها به داستانهای پیچیده تلویزیون اشتیاقی دیده می شود که گویا از تهی بودن زندگی آنها از هیجان و خلاقیت ناشی می شود.

کلماتی چون صهیونیست و آمریکا برای آنها کاربردی چون رجم شیطان پیدا کرده است. جایی که به سادگی منشا همه شرارتها و پلیدیهاست . جایی که ذهن را از زحمت اندیشه و تحلیل می رهاند. با این همه گرفتاری، تحلیل و اندیشه کیلویی چند؟؟؟
آیا هنوز هم باور اینکه سرانه مطالعه در ایران عدد شرم آور 2 دقیقه برای هر ایرانیست دشوار می نماید ؟!!!!و حال آنکه در فرانسه 46 کتاب برای هر فرانسوی

هر سخن انتقاد آمیز من نهایتا با این استدلال پاسخ داده می شود که: حالا مگر در آمریکا و انگلیس حقوق بشر هست؟!!
نمی دانم تا کی قرار است کیفیت زندگی ما همچنان متوقف وضعیت نابسامان مردمان آمریکا و انگلیس باشد؟ به واقع هیچ جای دنیا به اندازه ایران به آمریکا ، انگلیس و صهیونیست چنین ابعادی از هوش و ذکاوت ،هرچند نوع خبیثانه اش، داده نشده است .
گویی همه گنجایش حافظه تاریخی ایرانی فقط به اندازه چند کلمه است:
انگلیس، شوروی ، آمریکا ؛ صهیونیست

گویی بسیاری از مردم ترجیح می دهند حس نوع دوستیشان و همچنین عصبانیت از وضعیت نابسامان زندگیشان را موقع شام از فاصله امن با صفحه تلویزیون نثار اسرائیل و آمریکا یی بکنند که فلسطینی ها را مورد بیداد قرار داده اند. چرا که اگر بخواهیم به خیابانها ی کشور خودمان نگاه کنیم و له شدن مردم را زیر [..............] باور کنیم لاجرم دیگر فاصله امنی موقع شام وجود نخواهد داشت. چرا که باید پاسخ گوی حس نوع دوستی و حق پرستیمان باشیم که اکنون دیگر در فاصله امنی از فلسطینی ها نیست.

پس بگذارید شام مان را بخوریم و از داستانهای هیجان انگیز توطئه لذتی زیر پوستی ببریم چرا که هنوززمان زیادی تا مسابقات جام جهانی مانده است.

خود فریبی از نقطه ساده ای شروع می شود وتا بینهایت ادامه پیدا می کند.

ممنون که می نویسید
صبا


غياثي: سلام صبای گرانقدر
با همهء تأکیدی که اسلام بر راستگویی می کند اما بی تردید همه مان از رواج دروغ در این جامعه آگاه و همچنین ناخرسند هستیم و البته که دروغهای خودمان را هم فراموش می کنیم.چرا اینهمه دروغ در جامعه رواج دارد چون ما مصرف کنندهء آن هستیم.تبلیغات تلویزیونی خاص نیز در جامعهء ما به این دلیل رواج دارد که مصرف کنندهء این تبلیغات وجود دارد.اما چرا این بازار مصرف وجود دارد؟و ریشه هایش چیست؟آن باز بحث دیگری است.
منهم سپاسگزارم از شما که نظراتتان را در جهت غنای یادداشت مرقوم می فرمائید.


1388 / 12 / 10     00:04:40

مهدی :
سلام
آقای دکتر با تشکر از مطلب زیبایتان.
فضایی که شما از یک بیمارستان دولتی تصویر کردید برای این حقیر فضایی بسیار آشنا و ملموس است و هر شب با چنین فضایی مواجه هستم، و آرزو میکنم کاش هیچوقت مجبور نشوم نقشم را در این بیمارستان های دولتی عوض کنم و در نقش بیمار ظاهر شوم. دکتر خیلی وقتها به این موضوع فکر میکنم که چه میتوانم برای بهبود این شرایط انجام دهم.......؟؟؟؟؟؟!!!!

غياثي: سلام مهدی عزیز.خوشحالم که پسندیدید.
دیشب در هفته نامه سپید می خواندم که این سرنوشت همهء بیمارستانهای دولتی در همه جای عالم و از جمله آمریکاست.راستش من راهی به نظرم نمی رسد چرا که در این نوشته هایم بنا داشته ام به جد از ارائهءراهکار(هر راهکاری) و نسخه پیچی پرهیز کنم و هدفم را معطوف به دیگر گونه نگریستن به چیزها نموده ام و تقریبآ(به جز استثنائاتی چند) به این هدف وفادار مانده ام.


1388 / 12 / 10     00:13:21

bahar :
always be happy and healthy

غياثي: ممنون و سپاسگزارم.

1388 / 12 / 10     09:04:08

نوشیروانی :
جناب دکتر گرامی باسلام وعرض ادب خسته نباشید
بدون مداهنه ازنوشته هایت خیلی لذت میبرم هرکدام ازپاراگرافها حامل پیام خاص میباشد مخصوصا وجه غالب انها فرهنگی واجتماعی اخلاقی میباشد
شاید بدین دلیل است که حافظ زیاد میخوانید(دوسه سال قبل درسایت جناب عبدی خودت گفته اید بنده بیتقصیرم) خوب بگذریم چندی قبل نوشته هایت کم شده بود یاد غزلی ازحافظ افتادم که راجع بادوصراحی وحریف و فتنه عقل خون ریزی است)ذهن خوانی کردم وحق را به شما دادم(دیدم چای داغی روی میز رایانه ام سبز شد) رییسخانه پرسید راجع به چی فکر میکردی گفتم راجع به حافظ وشاخه های یارانه رییس جمهور گفت چایت رابخور دنبال نان باش تو اصلا ساقه داری دنبال شاخه هستی دیدم راست میگوید بنده اصلا فرمی پرنکرده ام
ازاینها هم بگذریم توصیف غروب نیشابور خیلی شاعرانه ورمانتیکبود(درسفر به مشهد)
یاد کتاب کوچه باغهای نیشابور شفیعی کدکنی افتادم
شهرخاموش من ان روی بهارانت کو/شور وشیدایی انبوه هزارانت کو
درپایان چون ازمدیرییت جهانی وازادی 360درجه ای وعده داده شده اقای رییس دولت خبری نشد این چند بیت حافظ برای حسن ختام بد نیست
ای دل مباش یک دم خالی زعشق ومستی/وانگه برو که رستی ازنیستی وهستی
باضعف وناتوانی همچون نسیم خوش باش/بیماری اندر این ره بهتر زتندرستی
درمذهب طریقت خامی نشان کفر است/اری طریق دولت چالاکی است وچستی
دراستان جانان ازاسمان میندیش/کز اوج سربلندی افتی بخاک پستی
صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز/ای کوته استینان تاکی دراز دستی
ایام مستدام


غياثي: جناب نوشیروانی عزیز
سلام و سپاس و ارادت.
چای سبز برای تمدد و تقویت اعصاب و قوای دماغی به غایت سودمند است ! لذا تا بخاطر "سبز" بودنش نایاب نگردیده و قاچاق اعلام نشده چند چادوار(قدیمی ها به هر بستهء چای چادوار می گفتند) ابتیاع فرمائید و در خانه نگاه دارید و در مواقعی که فکر می کنید اندیشه به خوشه و ساقه و مدیریت و جهان و آزادی نزدیک به مطلق ذهن مبارک را قلقلک می دهد به ریاست محترمه بفرمائید یک قوری دم کند آنگاه همراه نبات زعفرانی بنوشید که عجیب اثربخش است.
تجربه هم شده و جواب داده است.


1388 / 12 / 10     16:30:55

صبا :
آقای دکتر مقاله تان غنی تر از آن است که یاداشت من چیزی به آن بیافزاید. یاد داشت من در واقع نوعی اظهار هیجان و قدر دانی از ان چیزی بود که تا مغز استخوانم ان را احساس می کنم اما دانشم کفایت بیان انرا نداشت.
امروز دوباره مقاله تان را خواندم و فکر کردم ای کاش می شد آن را در قالبی خلاصه تر و سهل تر هم ارایه کرد تا قشری وسیع تر را بتوان ترغیب به خواندن آن کرد.
قشری که به ظن خودشان پابندی به اصول دینی ایمان دینیشان منشا نگاه سیاسی و اجتماعیشان به اخبار روز است.
ارادتمند
صبا

غياثي: خلاصه کردن یک متن برای نویسندهء آن متن کار سهلی نیست.اما اگر کسی زحمتش را متقبل شود موجب امتنان و سپاسگزاری است.

1388 / 12 / 10     22:18:27

حمید رضا :
و جالبه که در قیاس صدر اسلام با زمان حال هیچ وقت بحث خوارج مطرح نمیشه!

غياثي: بله به نکته دقیقی اشاره کرده اید.آنهایی که سجاده آب می کشیدند و قرآن می خواندند و ادعاهای تقدسشان گوش فلک را کر کرده بود....

1388 / 12 / 12     05:53:44

..... :
جناب دکتر غیاثی با سلام وسپاس دست مریزاد از مقاله اینچنین غنی وپربار.استفاده از نظر اساتید دانشگاه درخشندگی مقاله را فروزان ساخته به امید کارهایی اینگونه زیبا.

غياثي: سلام و سپاس و امتنان.

1388 / 12 / 12     14:49:26

پ ص :
قیاس ابزار عقل برای شناخت و درک تفاوتها ست البته جنابعالی در متن قابل تحسینی که ارائه نموده اید استفاده از قیاس باطل بود عرض من این است که امروز بسیاری از مردم این قیاس را به عقل رجوع میدهند و قیاسی در قیاس رخ میدهد که هرچه رشته شده را پنبه میکند کافی است که در ترجیح خرید کالای خارجی دقت شود اجناس امریکایی و اروپایی ویا ژاپنی جایگاهی ویژه ای دارند همین استفاده کننده و هم انکه قادر به خرید ان نیست را به مقایسه وامیدارد ودامنه این قیاس از جنس مورد نظر عبور کرده و به مقایسه وضع معیشت کارگر ان دو طرف میکشاند و مسایل دیگر بهرحال این قیاس باطل برای بکار گیرنده خیلی هم بی خطر نیست

غياثي: آن قیاس عقلانی که می فرمائید همان قیاس منصوص العله است که مقبول همگان می باشد. یعنی وقتی علت کاملآ مشخص است.مثلآ اگر جنس ژاپنی خوب است علت آن چیست و اگر همان علت در جنس چینی هم باشد یا در سایر اجناس ژاپنی آنها هم اجناس خوبی محسوب می شوند و اگر فی المثل در جنس ایرانی نیست آن جنس بد می شود
بعد می پرسیم که خب چرا اونها در بلاد کفر اینهمه اجناسشان را با کیفیت درست می کنند اما برخی از سازندگان نه چندان محترم در ام القرای جهان اسلام اینهمه از جنس را می دزدند.مثلآ مقایسه کنید همین خودرو های خودمان را با تویوتای ژاپنی ها . از ترمز و موتور و رادیویش گرفته تا رنگ و لاستیک و بدنه و غیره اش.


1388 / 12 / 13     01:36:54

سایفر :
واقعا دست مریزاد. تحلیلهای به این دقت و آن هم در چه شرایطی!
از انواع قیاس گفتید و ریشه های تاریخی و استفاده هایش را در مذهب فرمودید و به اوضاع سیاسی نگاهی داشتید و بخشی از ایدئولوژی نظام را تحلیل کردید و از تغییراتش گفتید و نیم نگاهی به نامزدهای انتخابات و رای مردم و ...

میخواستم یک سوالی بپرسم. با تمام این اوصاف می خواستم بدانم آیا به اینده این مملکت امیدوار هستید یا نه. آیا دوست دارید فرزندانتان در همین جا تربیت شوند و بزرگ شوند یا جای دیگری که قطعا آسمانش رنگ دیگری داشته باشد؟

غياثي: من نسبت به واژهء امید به آینده مشکل دارم.چون نسبت به واژهء آینده مشکل دارم.از نظر من آینده ای وجود ندارد همانجور که گذشته ای وجود نداشته است.ما همیشه در امروز زندگی می کنیم. فردا و دیروزی وجود ندارد.هر فردایی ، امروز خواهد شد و هر دیروزی امروز بوده است.
به عبارت دیگر اگر امروز من می توانم در این مملکت زندگی کنم یا باید زندگی کنم پس فرزندم هم می تواند.اگر من به امروز این مملکت امید دارم و خوش بین هستم پس جایی برای نگرانی ام نیست.
تمام کوشش من این است که بازیگران سیاست رفتارشان را عقلانی کنند.اگر چنین شود من به اوضاع بی نهایت خوش بین هستم.


1389 / 1 / 12     16:34:32



نام :
پست الكترونيك :
آدرس سايت :
نمايش نام و سايت شما در نظر ثبت شده
متن :
    لطفا کد را جهت تایید وارد نمایید : 


 
 
 
  کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مینا تکست میباشد.
استفاده از مطالب با ذکر منبع آن بلامانع است.
بهترین حالت نمایش محتويات: 1280در800
نسخه ورژن 1.32