هزار کیلومتر بی انقطاع ؛ 1388 / 11 / 24

جشن سالگرد پیروزی انقلاب 57 در امسال نشان داد که تشکیل ارتش 20میلیونی بسیج مستضعفین تا چه حد ایدهء هوشمندانه ای بوده است که در سی سال پیشتر از این از سوی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی طرح گردید.همان تشکیلاتی که روزی نخست وزیر دورهء جنگ درباره اش گفته بود که :"بسیج مدرسه عشق است،عشق به لقاء الله"

اگر روزی مرزهای غربی کشور در خطر تهاجم دشمن خارجی بود و بسیج در دفاع ازآن جان برکف به میدان آمد، امروز که پایتخت جمهوری اسلامی درمعرض خطر قرار گرفته است،این مدرسهء عشق  چگونه می تواند وظیفهء خود را نا دیده بگیرد و از اعلام حضور بازایستد؟

دردورهء جنگ،همان جنگی که مرحوم امام خمینی درباره اش می گفت "جنگ ما،جنگ فقر و غناست" ذخیره گاه نیروی بسیج، عمدتآ جنوب اقتصادی-اجتماعی شهرهای  بزرگ و روستاها و شهرستانها بود و اکنون نیز همان ذخیره گاه فعال و موجود است با این تفاوت  که انقلاب در دههء چهارمش درکادر مدیریتی خود پیراسته تر گردیده و فردی را در رأس دولت نشانده که ازهرنظر به آن طبقهء فرودست نزدیکترو شبیه تر است.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی در آغاز دههء چهارم انقلاب در گزینشی هوشمندانه آن قسمت از سخنان رهبر فقید انقلاب را پخش نمود که نشانگر محض اندیشهء یک پیشوای دینی است که توانسته حکومتی مقتدر را بنیان گذارد و کشورش را از کمند خطراتی همچون تجزیه،تروریسم،اشغال توسط نیروی بیگانه و سقوط دولت مرکزی برهاند! اگرچه افرادی از جمله شیخ مهدی کروبی و نیز نوهء مرحوم امام خمینی به این اقدام رسانهءملی اعتراض کردند اما در مقابل، نمایندگان مجلس شورای اسلامی از کار تلویزیون حمایت نمودند.مجلسی که با نظارت دقیق شورای نگهبان تشکیل گردیده تا عصارهء فضائل ملتی باشد که مورد نظر امام بوده است!

در سحرگاه 22بهمن، من با اتومبیل شخصی ام از تهران به سمت مشهد خارج شدم! اگرچه مایل بودم این روز را درتهران بمانم ، اما همانگونه که قبلآ نوشته ام و خوانندگان عزیز و دائمی میناتکست ازآن مطلع ویحتمل به آن عادت کرده اند، سفر تقریبآ جزئی انفکاک ناپذیر از زندگی من شده است.پدیدهء بهت آوری که در جاده دیدم ، ترافیک نیمه سنگین در بزرگراه تهران به سمت مشهد بود ومضافآ تجمعات در مساجد و استراحتگاهها و رستورانهای طول مسیر و بدتر و وحشتناکتر در مقابل پمپ بنزینهای میانهء راه بود که گاه صفهای طولانی  به طول چندکیلومتر ودر چند صف همراه با مشاجره بر سر چند لیتربنزین به چشم می خورد.رخدادی که من تقریبآ برای  اولین بار در این جاده مشاهده می کردم.پلاک اکثر ماشینها متعلق به تهران بود!تصادفات سریالی،سقوط به ته دره ،آژیر آمبولانسها،جرثقیلهایی که اتومبیلهای تصادفی را جابجا می کردند وموارد فراوان دیگر نشان می داد که رانندگان آشنایی چندانی به جاده ندارند و صرفآ نشستن پشت فرمان اتومبیل و داشتن تصدیق راهنمائی و رانندگی را برای زدن به دل جاده کافی دانسته اند.گویی آنها می خواسته اند به هر دلیل امروز از تهران خارج شوند.

امروز(22بهمن)چه اتفاقی رخ داده  که تهرانی ها شهر را خالی کرده بودند و در هنگامه ای که هزاران نفر از شهرهای دور و نزدیک برای حفاظت و حراست از کیان ام القرای جهان اسلام راهی سواد اعظم شده اند ،شهروندان پایتخت برای پابوسی حضرت رضا صفی از اتومبیل به طول هزار کیلومتر کشیده بودند؟ بعدآ کاشف به عمل آمد که بقیهء جاده های خروجی ام القرا نیز وضعیت متفاوتی نداشته است!

در نگاهی تأویل گرایانه، خالی شدن تهران در این روز را من با مشارکت پایین تهرانی ها در انتخابات دور دوم شورای اسلامی شهروروستا، مشابه می دانم!همان انتخاباتی که به ظهور محمود احمدی نژاد در عرصهء سیاست ایران انجامید.شگفت آنکه در آستانهء دور دوم دولت او بازهم این اتفاق به گونه ای دیگر رخ داد.شباهت جالبتر انکه در هردو رخداد، اپوزوسیون داخل از مردم برای مشارکت فعالانه، دعوت نمود!اگرچه دامنه و تعدد گروههای اپوزوسیون دردعوت اخیر گسترده تر وجدی تر به نظر می رسید.وانگهی که بخش مهمی ازاوپوزوسیون خارج نیز به آنها پیوسته بودند!

اما تفاوت مهم در رخداد اخیر، خالی کردن عرصهء تنازع توسط تهرانیان، همراه انبانی از آگاهی ودانش وضعی به علاوه داشتن موضعی مشخص و تقریبآ کم ابهام نسبت به اتفاقات عرصهء سیاست و نیزکاری بود که انجام می دادند ! چیزی که محصول رویارویی دوگانهء انتخابات اخیراست ! به عبارت دیگر پولاریزه شدن جامعه در انتخابات که از مناظرات تلویزیونی آغاز شد و با تصریحات و تلمیحاتی که در سخنان محمود احمدی نژاد مسموع بود به اوج خود رسید اکنون یک قطب را حاکم ومستقر وثابت و قطب دیگر را پنهان و پوشیده و گاه متحرک وبه حال چرخش یا سرگردان(بدون استقرار) تبدیل نموده است!

انقلاب سال 57 در آستانهء دههء چهارمش ازهر لحاظ به حدنهایی و اعلای خود نزدیک شده است!قله ای که یک انقلاب-هرانقلابی- می تواند به آن نائل گردد.آنچه که برینستون در" کالبدشکافی چهار انقلاب" به دقت تشریح می کند و ظاهرآ انقلاب مارا نیز گریزوچاره ای جز آن سرنوشت محتوم نیست و نبوده ، حتی در عصربیل گیتس که هوش فزاینده ای محصول اینترنت درایران مدرن خلق شده است! اما این هنوز پایان ماجرا و راند آخربازی نیست!

اجتماع انسانی نه مجال شوخی وبازی  و نه سالن آزمایشگاه و تست است!بی گمان همهء کسانی که درپولاریزه کردن انتخابات اخیر نقش داشتند تاوان کار خود را دیر یا زود خواهند پرداخت.چپهایی که ایده آلشان دوگانهء خاتمی – احمدی نژاد بود، زودتر و راستهایی که انتخابات را به دوگانهء احمدی نژاد – موسوی کشاندند درنوبت آسیابی هستند که چاره ای از آردشدن درلابلای سنگهای بی رحم و زمخت و غیر قابل انعطاف و بهم ساینده اش ندارند و نیز سرنوشتی جدای از همقطاران دیروز در انتظارشان نیست.آسیاب،به نوبت!

گزاره های فوق به هیچ وجه معطوف به ارزش گذاری خاصی بیان نشده است.یعنی جدای از آن است که هر یک از این دو قطب، برخوردار از چه میزان ارزش نسبی هستند!مضافآ آنکه اجتناب می کنم از شبیه سازی تاریخی ؛ که در چنین وضعیتی، ایرانیان به طور تاریخی چه رفتاری  از خود نشان می داده اند.چه اینکه با فرض کشف و اثبات این شبیه سازی نهایتآ خود را به وادی باتلاق گونهءاستقراء کشانده ایم و نمی توانیم به وسیلهء آن  چیزدندان گیری  را اثبات یا رد نمائیم!

به عبارت دیگر قطبی ساختن فضای جامعه اگرچه بر تحرک و آگاهی سیاسی همهء اجزای آن ومهمتر از همه مردم ایران می افزاید-که افزود- اما به دلایلی، همواره امکان خطرسقوط و فروپاشی تمام عیار جامعه را بالا می برد.جامعه ای که دیری است در دامگه بحرانهایی چون بیکاری،اعتیاد،جنسی،نقدینگی،هسته ای و ... خیمه زده است چگونه می تواند فشار سنگین پولاریزه شدن وانرژی حاصل از رهایش و سرعت تند وسرسام آور تحولات آنرا تحمل کند و تاب آورد واز آسیبهایش در امان بماند؟

در این گیر و دار است که یک قطب باوجود شارژبالایی که احتمالآ در خازنهای خود ذخیره کرده به سبب هوشمندی اش از نزدیک شدن به قطب دیگر احتراز می نماید تا انفجاری رخ ندهد.حال قطب مستقر می خواهد این رفتار را به نفع خود مصادره بکند یا نکند،نسبت به آن خوشبین باشد یا بدبین،از آتیهء آن خائف باشد یا ایمن، تفاوتی در سرنوشت آن و انتخابی که صورت گرفته است حادث نمی شود!

22بهمن نشان داد که در کشاکش هشت ماه پرالتهاب در عرصهء سیاست ایران، هیچ گروهی نتوانسته است هیچ گروه دیگر را حذف نماید و اصلآ محال است چنین اتفاقی در این دوره از سیاست ایران روی دهد.بنابر این همهء گروهها ناچارند هم راتحمل کنند وبه ابزارو راهکارهایی برای افزایش طاقت و پذیرش یکدیگر نائل گردند.اگرحکومت مراسم رسمی این روز را با برنامه ریزی دقیق،حساب شده و تحسین برانگیزی، آن گونه که البته خود می خواست و آن را شایسته می دانست برگزار نمود اما باید امیدوار بود که مجریان آن، اگر نه در علن-که در خفا-اذعان نمایند که باید برای  پاسداری از دستاوردهای این روز دائم گوش به زنگ و هوشیار باشند! آنها اکنون مثل یک جراح مطلق شده اند که همهء جراحان دیگر را کنار زده و خود قفسهء سینهء بیمار را برای جراحی قلب باز شکافته است.بی گمان در این حالت اگر یک رگ را به اشتباه قطع کند مریض دراز به دراز، جان به جان آفرین تسلیم خواهد کرد.وانگهی که هرگونه عذر و بهانه ای از کمبود امکانات عمل یا ندانستن فنون وتکنیکهای جراحی و یا اقدامات تشخیصی قبلی ، مسموع نمی باشد.همراهان مریض در پرتو عصر آگاهی و به یمن فضای سایبر، با هوشمندی افزوده  و هوشیاری آنلاین بر روند این جراحی بزرگ نظارت می کنند.امان از دست یک قصور یا تقصیر.سهو یا عمد.دانسته یاندانسته...

گمان ما در حمایت از کاندیداتوری شیخ مهدی کروبی(چه خاتمی می آمد یا نمی آمد)پرهیز از پولاریزه کردن جامعه و نسپردن بیمار به دست چنین جراحی بود-جراح کنونی- ! اگرچه استدلال آنانکه دنبال ساخت دوگانه ای با احمدی نژاد بودند ناچاری از تسلیم مریض به دست یک جراح بود به جای آنکه شاهد جان دادن و  کاری نکردن برایش بوده باشند.آینده روشنتر نشان خواهد داد که کدام یک شرایط را درست ارزیابی کرده و شناختشان از جامعهء ایران ومردمش صحیحتر بوده است!

شگفتی سیاست ایران در اینجاست که اگرچه دوگانهء اصلی انتخابات،آقایان میرحسین موسوی –محمود احمدی  نژاد با رأیهایی چندین میلیونی بود اما در 22 بهمن میعادگاه سبزها، میدان صادقیه تهران باحضور شیخ مهدی کروبی اعلام گردید.کاندیدایی با رأی سیصد هزار نفری !  ودر عوض از جناب موسوی حضورمتعین ومشابهی برای  این روز مخابره نشد و او ترجیح داد که درخیابان آزادی و در جمع چندصد هزار نفری  دانش آموزان مدرسهء عشق به تظاهرات بپیوندد.همانگونه که به احتمال قوی بخش معتنابهی از هزار کیلومتر قطاربی انقطاع ماشینها به طرف مشهد، رأی دهنگان به کاندیدای سبز بودند که به عزم پابوسی حضرت رضا دل به دریای جاده سپردند!





تمامي حقوق اين مطلب متعلق به سايت مينا تكست مي باشد.
www.MinaText.ir